روزی غمین و خسته از غربت ،نادیده میهمانت شدم
از لطف حرف ها ،گفتگوها نا خواسته حیرانت شدم
دل ها به هم نزدیک و اندیشه ها زیبا و احساس هم
انگار از سالهای دور آشنایی که زار و پریشانت شدم
راه دراز و فاصله بسیار میان من و تو بست نشسته
به خیالم همینجایی که نادیده، مست چشمانت شدم
از حضور شیرین تو حالم خوب خوب است در این غربت
آنچنان غرق تو گشتم که توان گفت محرمی از جانت شدم
برچسب: نویسنده: سینا حسینپور تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 1:00
برچسب: نویسنده: سینا حسینپور تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 1:00
از تو جان گرفتم، از تو شعرها گفتم ،چرا با من نمیگویی
چرا با من نمیخوانی ،چرا با من نمیخندی، چرا با من نمیپویی
تا نا کجا رفتم ،در جهان ناشناخته کاویدم، به هرجایی دویدم
چرا با من نمیخواهی ،جهان را بیابی تو، چرا با من نمیجویی
برچسب: نویسنده: سینا حسینپور تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 1:00
ترس آن دارم نگویی دوستت دارم ؛بروی
دانسته یا ناخواسته دهی آزارم ؛ بروی
تو که میدانی گر بمانی یا نمانی باز هم
بی تو نتوانم و تا دست زسرت برندارم؛بروی
هیچ یاد من عاشق مهجور دل آزرده نکنی
تا که من عاشق شوم وتو را یاد آرم؛بروی
برچسب: نویسنده: سینا حسینپور تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 1:00
امروز روز تویی است که مرا در هیاهوی غریت رها کردی ...امروز دمادم یادت در ذهنم رقص و پایکوبی میکند و قلبم از غصه نبودنت در حال سوگواریست ....آرام و بی صدا رفتی ...و اکنون فرسنگ ها دور از اینجا، تنها باید با یادت سپری کرد ...
به امیدی که برگردی ...
برچسب: نویسنده: سینا حسینپور تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 1:00